{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
outpatient
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
سرپایی
۴
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
سرپایی
۲
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
بیمار سرپایی
۱
۰
[bbMedical]
[... عمومی ...]
سرپایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غیرارجاعی
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
بیمار سرپايى
معنی outpatient, معنی خعفحشفهثئف, معنی outpatient, معنی اصطلاح outpatient, معادل outpatient, outpatient چی میشه؟, outpatient یعنی چی؟, outpatient synonym, outpatient definition,
معنی accusatory
,
ترجمه accusatory
به فارسی,
معنی دانستن، در درجه دوم گذاشتن عقب انداختن، بتعویق انداختن، موکول کردن، پست تر ,
,
ترجمه دانستن، در درجه دوم گذاشتن عقب انداختن، بتعویق انداختن، موکول کردن، پست تر ,
به انگلیسی,
معنی social media
,
ترجمه social media
به فارسی,
معنی entreprenuer
,
ترجمه entreprenuer
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی