{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
organizing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
سازماندهی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
متشکله
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
برگزار کننده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ساماندهی
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
سازماندهى
معنی organizing, معنی خقلشئهطهئل, معنی organizing, معنی اصطلاح organizing, معادل organizing, organizing چی میشه؟, organizing یعنی چی؟, organizing synonym, organizing definition,
معنی Exudation
,
ترجمه Exudation
به فارسی,
معنی induce;القا كردن
,
معنی قیری، قیراندود، درنگ، درنگ کردن، تاخیر کردن
,
معنی mechanism
,
ترجمه mechanism
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی