{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
operational
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
عملیاتی
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی معدن ]
عملیاتی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کاربردی
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
عملیاتی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارآیی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عملکردی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عملیاتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عملیاتی، وابسته به کار کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فعال
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
دایر
معنی operational, معنی خحثقشفهخئشک, معنی operational, معنی اصطلاح operational, معادل operational, operational چی میشه؟, operational یعنی چی؟, operational synonym, operational definition,
معنی biennial
,
ترجمه biennial
به فارسی,
معنی provincial
,
ترجمه provincial
به فارسی,
معنی vibrometer
,
ترجمه vibrometer
به فارسی,
معنی Elliptical
,
ترجمه Elliptical
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی