{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
operation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[علم اطلاعات و دانش شناسی ]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
عملیات
۲۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی هوافضا ]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[تاریخ]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
عملیات
۱۹
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
عملیات
۱۹
۱
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
عملیات
معنی operation, معنی خحثقشفهخئ, معنی operation, معنی اصطلاح operation, معادل operation, operation چی میشه؟, operation یعنی چی؟, operation synonym, operation definition,
معنی engraving
,
ترجمه engraving
به فارسی,
معنی famish
,
ترجمه famish
به فارسی,
معنی خرده شیشه
,
ترجمه خرده شیشه
به انگلیسی,
معنی دور کمر، میان، کمر لباس، کمربند، میان تنه
,
ترجمه دور کمر، میان، کمر لباس، کمربند، میان تنه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی