{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی observer در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۵ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[علوم پایه]
ناظر
لایک۵ نپسندیدن۱
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
ناظر
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
مشاهده گر
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
مشاهده گر
لایک۱ نپسندیدن۰
[General]
[... عمومی ...]
مشاهده کننده
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
رویت گر
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رویت‌گر
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رصد کردن
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
نظاره گر
لایک۰ نپسندیدن۰
[General]
[... عمومی ...]
ناظر



معنی observer, معنی خدسثقذثق, معنی observer, معنی اصطلاح observer, معادل observer, observer چی میشه؟, observer یعنی چی؟, observer synonym, observer definition,