{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
observant
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
تیز بین
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مراقب
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مراعات کننده
۰
۱
[504words]
[... عمومی ...]
quick to notice; watchful
معنی observant, معنی خدسثقذشئف, معنی observant, معنی اصطلاح observant, معادل observant, observant چی میشه؟, observant یعنی چی؟, observant synonym, observant definition,
معنی pisciculture
,
ترجمه pisciculture
به فارسی,
معنی arranged
,
ترجمه arranged
به فارسی,
معنی European market
,
ترجمه European market
به فارسی,
معنی incidence
,
ترجمه incidence
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی