{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
obligation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۵ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
تعهد
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تعهدات
۱
۰
[توسط مترجم]
[روزنامه نگاری ]
تعهد، وظیفه
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الزام
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
义务
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وظیفه، تعهد
معنی obligation, معنی خدکهلشفهخئ, معنی obligation, معنی اصطلاح obligation, معادل obligation, obligation چی میشه؟, obligation یعنی چی؟, obligation synonym, obligation definition,
معنی unscathed
,
معنی retard
,
ترجمه retard
به فارسی,
معنی keyword
,
ترجمه keyword
به فارسی,
معنی ستون
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی