اخلاق عصبشناسی؛ برگرفته از دو واژهٔ Neuro (پیشوندی برای ارتباط دهی به علوم اعصاب) و Ethics (اخلاقیات)؛ مطالعهٔ استنباطهای اخلاقی در درمان بیماریهای عصبی؛ عصبشناسی اخلاقی؛
۰۱ [توسط کاربر] [... عمومی ...]
عصب شناسی اخلاقی؛
استنباطهای اخلاقی در علوم اعصاب
۰۱ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
عصبشناسی اخلاقی
۰۱ [توسط کاربر] [تکنولوژی]
اخلاقپژوهی اعصاب
۰۲ [توسط کاربر] [... عمومی ...]
اخلاق عصبشناسی
۰۲ [توسط کاربر] [... عمومی ...]
عصبشناسی اخلاقی؛
استنباطهای اخلاقی در درمان بیماریهای عصبی
۰۳ [توسط مترجم] [روانشناسی]
رفتار عصبی
معنی neuroethics, معنی ئثعقخثفاتهرس, معنی neuroethics, معنی اصطلاح neuroethics, معادل neuroethics, neuroethics چی میشه؟, neuroethics یعنی چی؟, neuroethics synonym, neuroethics definition,