{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
morbidity
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ابتلا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عوارض
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیماری زایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناخوشی، بیماری
۰
۰
[DemographyDictionary]
[پزشکی]
اختلال در سلامتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناخوشی، حالت مریضی
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
ناخوشی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عوارض بیماریزا
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
1. [میزان] ابتلاء 2. عوارض 3. بیمارمندی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درگیری
معنی morbidity, معنی وخقدهیهفغ, معنی morbidity, معنی اصطلاح morbidity, معادل morbidity, morbidity چی میشه؟, morbidity یعنی چی؟, morbidity synonym, morbidity definition,
معنی Hawaii
,
ترجمه Hawaii
به فارسی,
معنی pucker
,
ترجمه pucker
به فارسی,
معنی checklist
,
ترجمه checklist
به فارسی,
معنی authentication models
,
ترجمه authentication models
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی