{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
meet
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۱
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
برآورده کردن
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
ملاقات کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برآورده کردن نیاز
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشست گاه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اجلاسیه داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجابت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مطابقت داشتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اجلاس کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشست
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم سیاسی]
fulfill
معنی meet, معنی وثثف, معنی meet, معنی اصطلاح meet, معادل meet, meet چی میشه؟, meet یعنی چی؟, meet synonym, meet definition,
معنی tremble
,
ترجمه tremble
به فارسی,
معنی انتقال دارو
,
معنی victim
,
ترجمه victim
به فارسی,
معنی Assortativity
,
ترجمه Assortativity
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی