{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
managing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدیریت کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
Verwaltung
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
تمشیت
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مديريت كردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
رتق
۰
۱
[توسط مترجم]
[مدیریت]
مدیریت
معنی managing, معنی وشئشلهئل, معنی managing, معنی اصطلاح managing, معادل managing, managing چی میشه؟, managing یعنی چی؟, managing synonym, managing definition,
معنی Feasibility
,
معنی 0
,
معنی (knay) ضربهناگهانی و شدید، تکان شدیدوسخت، تشنج زودکشیدن، تکان تنددادن، امریکایی
,
ترجمه (knay) ضربهناگهانی و شدید، تکان شدیدوسخت، تشنج زودکشیدن، تکان تنددادن، امریکایی
به انگلیسی,
معنی چه جوری
,
ترجمه چه جوری
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی