{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
knotted
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
ازدحام کرده
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
جمع شده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
منگوله دار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گره خورده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بسته شده یا محکم شده با گره، گره زده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گره دار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گرهدار
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
کلاله دار
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
گرهای
معنی knotted, معنی مئخففثی, معنی knotted, معنی اصطلاح knotted, معادل knotted, knotted چی میشه؟, knotted یعنی چی؟, knotted synonym, knotted definition,
معنی Alimorad
,
ترجمه Alimorad
به فارسی,
معنی during
,
ترجمه during
به فارسی,
معنی filigree
,
ترجمه filigree
به فارسی,
معنی بیخ دراوردن، کندن، میناکاری کردن، سیخونک زدن ضایعات غله، کاه، خاشاک گندم، تفاله سیب، ادم محبوب فاحشه، کرجی بان، سگکوتاه قامت چینی، بینی کوتاه , وبزرگ وسرببالا، ادم کوتوله، طره گیسو، خاک رس، از ,
,
ترجمه بیخ دراوردن، کندن، میناکاری کردن، سیخونک زدن ضایعات غله، کاه، خاشاک گندم، تفاله سیب، ادم محبوب فاحشه، کرجی بان، سگکوتاه قامت چینی، بینی کوتاه , وبزرگ وسرببالا، ادم کوتوله، طره گیسو، خاک رس، از ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی