{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
knotted
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
ازدحام کرده
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
جمع شده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
منگوله دار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گرهدار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گره دار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گره خورده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بسته شده یا محکم شده با گره، گره زده
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
گرهای
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
کلاله دار
معنی knotted, معنی مئخففثی, معنی knotted, معنی اصطلاح knotted, معادل knotted, knotted چی میشه؟, knotted یعنی چی؟, knotted synonym, knotted definition,
معنی succulence
,
معنی exploration
,
معنی فسفر افکنی، شب تابی (مثل کرمها)، زیست تابی
,
ترجمه فسفر افکنی، شب تابی (مثل کرمها)، زیست تابی
به انگلیسی,
معنی قوس قزحی، رنگین کمانی
,
ترجمه قوس قزحی، رنگین کمانی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی