{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
jurisdiction
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۳
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
صلاحیت قضایی
۱۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حوزه قضایی
۱۲
۱
[توسط مترجم]
[حقوق]
حوزه قضایی
۲
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
صلاحیت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قضایی
۱
۰
[توسط مشتری]
[معماری]
قضایی
۱
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
صلاحیت قانونی
۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
دادرسی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اختیار قانونی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حوزۀ قضایی
معنی jurisdiction, معنی نعقهسیهرفهخئ, معنی jurisdiction, معنی اصطلاح jurisdiction, معادل jurisdiction, jurisdiction چی میشه؟, jurisdiction یعنی چی؟, jurisdiction synonym, jurisdiction definition,
معنی occur
,
ترجمه occur
به فارسی,
معنی intrinsic
,
ترجمه intrinsic
به فارسی,
معنی Humanization
,
ترجمه Humanization
به فارسی,
معنی Complicated
,
ترجمه Complicated
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی