{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
jurisdiction
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۳
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
صلاحیت قضایی
۱۲
۱
[توسط مترجم]
[حقوق]
حوزه قضایی
۱۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حوزه قضایی
۲
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
صلاحیت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حوزۀ قضایی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حوزهی قضایی
۱
۰
[توسط مشتری]
[معماری]
قضایی
۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
دادرسی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اختیار قانونی
۱
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
صلاحیت قانونی
معنی jurisdiction, معنی نعقهسیهرفهخئ, معنی jurisdiction, معنی اصطلاح jurisdiction, معادل jurisdiction, jurisdiction چی میشه؟, jurisdiction یعنی چی؟, jurisdiction synonym, jurisdiction definition,
معنی shining
,
ترجمه shining
به فارسی,
معنی زمستان، شتا، قشلاق کردن، زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
,
ترجمه زمستان، شتا، قشلاق کردن، زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
به انگلیسی,
معنی Non-Volatile
,
ترجمه Non-Volatile
به فارسی,
معنی بصری
,
ترجمه بصری
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی