{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
judge
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قاضی
۳
۰
[توسط مترجم]
[فلسفه]
قاضی
۳
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
قاضی
۳
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
قاضی
۲
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
داور
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
قضاوت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قاضی، داور
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دادوهر
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قضاوت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
داورذ
معنی judge, معنی نعیلث, معنی judge, معنی اصطلاح judge, معادل judge, judge چی میشه؟, judge یعنی چی؟, judge synonym, judge definition,
معنی ovulate
,
معنی Negotiated Static Budget
,
ترجمه Negotiated Static Budget
به فارسی,
معنی چیدمان
,
معنی Persian baklava
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی