{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
jab
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سخن تند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دوز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سک زنی با سر نیزه
۰
۰
[توسط مشتری]
[تربیت بدنی]
ضربه مشت مستقیم با دست جلو
معنی jab, معنی نشد, معنی jab, معنی اصطلاح jab, معادل jab, jab چی میشه؟, jab یعنی چی؟, jab synonym, jab definition,
معنی report
,
ترجمه report
به فارسی,
معنی بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) بطور , کنار، لب، ساحل، بانک، ضرابخانه، رویهم انباشتن، در , متراکم، بانکداری کردن
,
ترجمه بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) بطور , کنار، لب، ساحل، بانک، ضرابخانه، رویهم انباشتن، در , متراکم، بانکداری کردن
به انگلیسی,
معنی Rotarian
,
ترجمه Rotarian
به انگلیسی,
معنی storm sewer
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی