{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
inventory
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
فهرست
۱۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فهرست
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
موجودی
۸
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
موجودی
۸
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
موجودی
۸
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
موجودی
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موجودی کالا
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انبارداری
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
مخزن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
موجودی انبار
معنی inventory, معنی هئذثئفخقغ, معنی inventory, معنی اصطلاح inventory, معادل inventory, inventory چی میشه؟, inventory یعنی چی؟, inventory synonym, inventory definition,
معنی auriferous
,
ترجمه auriferous
به فارسی,
معنی استان <ایلی نویز> در ایالت متحده امریکا
,
ترجمه استان <ایلی نویز> در ایالت متحده امریکا
به انگلیسی,
معنی تقسیمکردن، پخش کردن، جداکردن، اب پخشان
,
معنی گپ زدن، دوستانه حرف زدن، سخن دوستانه، درددل، گپ
,
ترجمه گپ زدن، دوستانه حرف زدن، سخن دوستانه، درددل، گپ
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی