{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
intervening
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
حایل
۰
۰
[توسط مشتری]
[روانشناسی]
مداخله گر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مداخلهگر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مداخله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میانی، مزاحم
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
مداخلهگر
معنی intervening, معنی هئفثقذثئهئل, معنی intervening, معنی اصطلاح intervening, معادل intervening, intervening چی میشه؟, intervening یعنی چی؟, intervening synonym, intervening definition,
معنی malariology
,
ترجمه malariology
به فارسی,
معنی Proportional Performance Method
,
ترجمه Proportional Performance Method
به فارسی,
معنی قابل قسمت، بخش پذیر
,
ترجمه قابل قسمت، بخش پذیر
به انگلیسی,
معنی تبه کار، فاسد، خود سر - نامساعد، بدامد، نامناسب
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی