{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
intern
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[علوم تربیتی]
کارورز
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارآموز
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
كارورز
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
کار ورز
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
Praktikant
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
internal
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
کارورز
معنی intern, معنی هئفثقئ, معنی intern, معنی اصطلاح intern, معادل intern, intern چی میشه؟, intern یعنی چی؟, intern synonym, intern definition,
معنی impenetrable
,
ترجمه impenetrable
به فارسی,
معنی Statement Of Financial Position
,
ترجمه Statement Of Financial Position
به فارسی,
معنی 0
,
معنی liquid
,
ترجمه liquid
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی