{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
intern
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[علوم تربیتی]
کارورز
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارآموز
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
كارورز
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
کار ورز
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
Praktikant
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
کارورز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
internal
معنی intern, معنی هئفثقئ, معنی intern, معنی اصطلاح intern, معادل intern, intern چی میشه؟, intern یعنی چی؟, intern synonym, intern definition,
معنی misshape
,
معنی تعدیل گر
,
ترجمه تعدیل گر
به انگلیسی,
معنی ریشه عمودی اصلی، مهریشه
,
ترجمه ریشه عمودی اصلی، مهریشه
به انگلیسی,
معنی زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر، میله عرضی انتهای ,
,
ترجمه زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر، میله عرضی انتهای ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی