{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
intermediate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
حد واسط
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متوسط
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب واسطه
۱
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
حدواسط
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
حدواسط
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
حدواسط
۱
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
بينابينى، حدواسط، واسطه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متوسط، بينابيني، واسطه، مياني، وسط، ميانه، بيني
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
واسطه ای
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
واسط
معنی intermediate, معنی هئفثقوثیهشفث, معنی intermediate, معنی اصطلاح intermediate, معادل intermediate, intermediate چی میشه؟, intermediate یعنی چی؟, intermediate synonym, intermediate definition,
معنی abuse
,
ترجمه abuse
به فارسی,
معنی تحریف تصویر
,
ترجمه تحریف تصویر
به انگلیسی,
معنی Leadership Institute
,
معنی Subchronic
,
ترجمه Subchronic
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی