{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
interim
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موقت
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موقتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موقتی، گذرا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میان مدت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
.موقت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خلال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دم گذر، ناپا، میان زمانی، فیمابین
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موقت، فیمابین، موقتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اثنا، خلال مدت
معنی interim, معنی هئفثقهو, معنی interim, معنی اصطلاح interim, معادل interim, interim چی میشه؟, interim یعنی چی؟, interim synonym, interim definition,
معنی furthermore
,
ترجمه furthermore
به فارسی,
معنی refreshing
,
ترجمه refreshing
به فارسی,
معنی prima facie showing
,
ترجمه prima facie showing
به فارسی,
معنی (adacic=) ملخ، زنجره
,
ترجمه (adacic=) ملخ، زنجره
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی