{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
interference
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۷
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
تداخل
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مداخله
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اتصالات
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
تداخل
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دخل و تصرف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مداخله؛ تداخل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تـداخل
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
تداخل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تزاحم، تعارض، تداخل
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فضول
معنی interference, معنی هئفثقبثقثئرث, معنی interference, معنی اصطلاح interference, معادل interference, interference چی میشه؟, interference یعنی چی؟, interference synonym, interference definition,
معنی good character
,
ترجمه good character
به فارسی,
معنی Black Economy
,
ترجمه Black Economy
به فارسی,
معنی No Op Instruction
,
ترجمه No Op Instruction
به انگلیسی,
معنی شتابزده، جدا شدنی، تعلیق، شدنی، باعجله، عامل رسوب
,
ترجمه شتابزده، جدا شدنی، تعلیق، شدنی، باعجله، عامل رسوب
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی