در میانۀ راه گرفتن؛ بینابین مسیر قرار گرفتن؛ استراق سمع
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
عرض محور مختصات
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
عرض از مبداء
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
جدا کردن
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
استراق سمع، قطع کردن
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
شنود
معنی intercept, معنی هئفثقرثحف, معنی intercept, معنی اصطلاح intercept, معادل intercept, intercept چی میشه؟, intercept یعنی چی؟, intercept synonym, intercept definition,