{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
integrated
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
یکپارچه
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
یکپارچه
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
یکپارچه
۶
۰
[توسط مترجم]
[نفت ، گاز و پتروشیمی]
یکپارچه
۶
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
یکپارچه
۶
۰
[توسط مشتری]
[مدیریت]
یکپارچه
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جامع
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
یکنواخت
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
مجتمع
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
مجتمع
معنی integrated, معنی هئفثلقشفثی, معنی integrated, معنی اصطلاح integrated, معادل integrated, integrated چی میشه؟, integrated یعنی چی؟, integrated synonym, integrated definition,
معنی sanitization
,
معنی بالبداهه گویی
,
ترجمه بالبداهه گویی
به انگلیسی,
معنی (ج.ش.) نوعی سگ بزرگ و قوی که دارای پوست نرمی است
,
ترجمه (ج.ش.) نوعی سگ بزرگ و قوی که دارای پوست نرمی است
به انگلیسی,
معنی (ج.ش.) مرغ کاکلی فرانسوی
,
ترجمه (ج.ش.) مرغ کاکلی فرانسوی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی