{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
instructed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
یاددادن
معنی instructed, معنی هئسفقعرفثی, معنی instructed, معنی اصطلاح instructed, معادل instructed, instructed چی میشه؟, instructed یعنی چی؟, instructed synonym, instructed definition,
معنی autumn
,
ترجمه autumn
به فارسی,
معنی قفل سریع
,
ترجمه قفل سریع
به انگلیسی,
معنی رفتار کردن صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یاباضافه، حدوسط عبوردادن، مصادف شدنبا، روبروشدن، قطعکردن، دورگه , کردن(مثل قاطر)، پیوندزدن، کجخلقیکردن، خلافمیل کسی , کشیدن بروی، خط بطلان کشیدنبر(باtuo یاffo)، گذشتن ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستی، قلم ,
,
ترجمه رفتار کردن صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یاباضافه، حدوسط عبوردادن، مصادف شدنبا، روبروشدن، قطعکردن، دورگه , کردن(مثل قاطر)، پیوندزدن، کجخلقیکردن، خلافمیل کسی , کشیدن بروی، خط بطلان کشیدنبر(باtuo یاffo)، گذشتن ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستی، قلم ,
به انگلیسی,
معنی فراوانی بیشتر
,
ترجمه فراوانی بیشتر
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی