{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
institute
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۱
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
موسسه
۲
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی هوافضا ]
موسسه
۲
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
موسسه
۱
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
انجمن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موئسسه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ایستیتو - مرکز علمی و تحقیقاتی - موسسه - انجمن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سازمان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بنیاد نهادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بنیاد گذاشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ایجاد کردن/ برقرار کردن
معنی institute, معنی هئسفهفعفث, معنی institute, معنی اصطلاح institute, معادل institute, institute چی میشه؟, institute یعنی چی؟, institute synonym, institute definition,
معنی blue moon
,
ترجمه blue moon
به فارسی,
معنی تسریع کننده انعقاد خون
,
ترجمه تسریع کننده انعقاد خون
به انگلیسی,
معنی precise
,
ترجمه precise
به فارسی,
معنی cabdriver
,
ترجمه cabdriver
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی