{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
instalment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قسط، پرداخت قسطی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قسط
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قسطی، بخشی
معنی instalment, معنی هئسفشکوثئف, معنی instalment, معنی اصطلاح instalment, معادل instalment, instalment چی میشه؟, instalment یعنی چی؟, instalment synonym, instalment definition,
معنی manageable
,
ترجمه manageable
به فارسی,
معنی Charge Off
,
ترجمه Charge Off
به فارسی,
معنی بست چاکنايی
,
ترجمه بست چاکنايی
به فارسی,
معنی ژن های کلیدی
,
ترجمه ژن های کلیدی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی