{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
inject
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
throw in
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
تزریق کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تزریق کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آمپول زدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اماله کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سوزن زدن
معنی inject, معنی هئنثرف, معنی inject, معنی اصطلاح inject, معادل inject, inject چی میشه؟, inject یعنی چی؟, inject synonym, inject definition,
معنی abnormal curve
,
ترجمه abnormal curve
به فارسی,
معنی no
,
ترجمه no
به فارسی,
معنی IT capability
,
ترجمه IT capability
به فارسی,
معنی فرهنگ زبان انگليسی معاصر لانگمن
,
ترجمه فرهنگ زبان انگليسی معاصر لانگمن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی