{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
initiate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آغاز کردن
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
آشناکردن،شروع کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شروع، آغاز
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ابتکار کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بنیاد نهادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ابتکار داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
راهاندازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
راه اندازی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
اغاز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معنی initiate, معنی هئهفهشفث, معنی initiate, معنی اصطلاح initiate, معادل initiate, initiate چی میشه؟, initiate یعنی چی؟, initiate synonym, initiate definition,
معنی prohibitions
,
ترجمه prohibitions
به فارسی,
معنی Oblique Projection
,
معنی There is no shadow along the passageway at noon only in the period around summer solstice.
,
معنی بازی پینگ پنگ، تنیس روی میز
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی