{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
inhibitory
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
مهارکنندگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازدارنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهاری
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
مهارى
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
محدودساز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازدارندگی
معنی inhibitory, معنی هئاتهدهفخقغ, معنی inhibitory, معنی اصطلاح inhibitory, معادل inhibitory, inhibitory چی میشه؟, inhibitory یعنی چی؟, inhibitory synonym, inhibitory definition,
معنی cooler
,
ترجمه cooler
به فارسی,
معنی عمومی ناظر انتخابات، متصدی اخذ رای یا مراجعه به اراء ,
,
ترجمه عمومی ناظر انتخابات، متصدی اخذ رای یا مراجعه به اراء ,
به انگلیسی,
معنی ورم، اماس، باد، بادکردگی، تورم، غرور، طمطراق
,
ترجمه ورم، اماس، باد، بادکردگی، تورم، غرور، طمطراق
به انگلیسی,
ترجمه -
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی