{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
inflict
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
(درد و زحمت) تحمیل کردن، (ضربه و زخم) زدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحميل کردن
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
offstage
معنی inflict, معنی هئبکهرف, معنی inflict, معنی اصطلاح inflict, معادل inflict, inflict چی میشه؟, inflict یعنی چی؟, inflict synonym, inflict definition,
معنی Californian
,
ترجمه Californian
به فارسی,
معنی cripple
,
ترجمه cripple
به فارسی,
معنی Patients
,
ترجمه Patients
به فارسی,
معنی عموم
,
ترجمه عموم
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی