{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
induced
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برگرفته از
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
القا شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناشی از
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحریکشده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
القایی
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
القايى، القا شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
القاءشده، مصنوعی
معنی induced, معنی هئیعرثی, معنی induced, معنی اصطلاح induced, معادل induced, induced چی میشه؟, induced یعنی چی؟, induced synonym, induced definition,
معنی response variable
,
ترجمه response variable
به فارسی,
معنی physical machine
,
ترجمه physical machine
به فارسی,
معنی شیفته کردن، شیفتن
,
ترجمه شیفته کردن، شیفتن
به انگلیسی,
معنی پیادهایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
,
ترجمه پیادهایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی