{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
incurred
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متحمل شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خرج شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متحمله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وارد آمده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متحمل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موجب ضرر شدن، بوجود آید
۰
۰
[توسط مشتری]
[حسابداری]
تحمل شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متحمل شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متحمل شده، ایجاد شده
معنی incurred, معنی هئرعققثی, معنی incurred, معنی اصطلاح incurred, معادل incurred, incurred چی میشه؟, incurred یعنی چی؟, incurred synonym, incurred definition,
معنی gallstone
,
ترجمه gallstone
به فارسی,
معنی grave clothes
,
ترجمه grave clothes
به فارسی,
معنی انتقال آب
,
ترجمه انتقال آب
به انگلیسی,
معنی interactivity
,
ترجمه interactivity
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی