{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
incumbent
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متصدی
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
شاغل
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مصدر کار
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متصدیان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شرکت باسابقه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حاکمه/فعلی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لازم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شرکت مستقر، ریشهدار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متصدی - صاحب
معنی incumbent, معنی هئرعودثئف, معنی incumbent, معنی اصطلاح incumbent, معادل incumbent, incumbent چی میشه؟, incumbent یعنی چی؟, incumbent synonym, incumbent definition,
معنی Stationary population
,
ترجمه Stationary population
به فارسی,
معنی ingestion
,
ترجمه ingestion
به فارسی,
معنی نمک ها
,
ترجمه نمک ها
به انگلیسی,
معنی leselupe magnifying glass
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی