{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
improvise
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بالبداهه ساختن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فی البداهه گفتن (نوشتن یا سرودن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بداهه گویی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعبیه کردن، بالبداهه ساختن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ابتکار کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آنا ساختن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ارتجال کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فی البداهه گفتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بالبداهه گفتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بداهه سازی، بدیهه گویی
معنی improvise, معنی هوحقخذهسث, معنی improvise, معنی اصطلاح improvise, معادل improvise, improvise چی میشه؟, improvise یعنی چی؟, improvise synonym, improvise definition,
معنی chronic disease
,
ترجمه chronic disease
به فارسی,
معنی evolutionary psychology
,
ترجمه evolutionary psychology
به فارسی,
معنی heterophily
,
معنی نمایندگی دادن، وکالت دادن، محول کردن به، نماینده
,
ترجمه نمایندگی دادن، وکالت دادن، محول کردن به، نماینده
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی