{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
imposition
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
چیز تحمیلی، مالیات گزاف، جریمه ی سنگین
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تحمیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ماليات
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
تحمیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
تحمیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مالیات گزاف، جریمه ی سنگین
معنی imposition, معنی هوحخسهفهخئ, معنی imposition, معنی اصطلاح imposition, معادل imposition, imposition چی میشه؟, imposition یعنی چی؟, imposition synonym, imposition definition,
معنی Grand Canyon
,
معنی شاخص عملکرد لجستیک
,
ترجمه شاخص عملکرد لجستیک
به انگلیسی,
معنی Pulmonary
,
ترجمه Pulmonary
به فارسی,
معنی intraclass correlation coefficient
,
ترجمه intraclass correlation coefficient
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی