{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
imposed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وضع شده
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحمیل شده
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
اعمال شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اعمالی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تحمیلی
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تحمیلی
معنی imposed, معنی هوحخسثی, معنی imposed, معنی اصطلاح imposed, معادل imposed, imposed چی میشه؟, imposed یعنی چی؟, imposed synonym, imposed definition,
معنی Meretricious
,
ترجمه Meretricious
به انگلیسی,
معنی ماده پیشاب، اوره بفرمول 2(2HN)OC
,
ترجمه ماده پیشاب، اوره بفرمول 2(2HN)OC
به انگلیسی,
معنی ثابت کردن، در امدن
,
معنی neural vocoder
,
ترجمه neural vocoder
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی