{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
implementing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجرا کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طرح ریزی- فرایند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیادهسازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی، به کارگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی، اجراء
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به کارگیری، اجرا کردن، پیاده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به کارگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
اجرا، پیاده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
: اجرا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی
معنی implementing, معنی هوحکثوثئفهئل, معنی implementing, معنی اصطلاح implementing, معادل implementing, implementing چی میشه؟, implementing یعنی چی؟, implementing synonym, implementing definition,
معنی wrinkle
,
ترجمه wrinkle
به فارسی,
معنی legacy systems
,
ترجمه legacy systems
به فارسی,
معنی Reservoir computing
,
ترجمه Reservoir computing
به فارسی,
معنی AASHTO design procedure
,
ترجمه AASHTO design procedure
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی