{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
implementing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجرا کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرآیند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به کارگیری، اجرا کردن، پیاده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
: اجرا
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
اجرا، پیاده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی، به کارگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بکارگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به کارگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طرح ریزی- فرایند
معنی implementing, معنی هوحکثوثئفهئل, معنی implementing, معنی اصطلاح implementing, معادل implementing, implementing چی میشه؟, implementing یعنی چی؟, implementing synonym, implementing definition,
معنی hesitation
,
ترجمه hesitation
به فارسی,
معنی throat
,
ترجمه throat
به فارسی,
معنی ترانزیستور اثر میدان
,
ترجمه ترانزیستور اثر میدان
به انگلیسی,
معنی قوانین انجمنی رابطه ای
,
ترجمه قوانین انجمنی رابطه ای
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی