{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
imperial
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
همایون
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
امپراتوری
۰
۰
[توسط مترجم]
[تاریخ]
شاهنشاهی، سلطنتی، مجلل، باشکوه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
همایونی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
شاهنشاهی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
با عظمت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظام شاهنشاهی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سلطنتی
معنی imperial, معنی هوحثقهشک, معنی imperial, معنی اصطلاح imperial, معادل imperial, imperial چی میشه؟, imperial یعنی چی؟, imperial synonym, imperial definition,
معنی horde
,
ترجمه horde
به فارسی,
معنی امدن، دوست داشتن، کج کردن فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان , کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، امادهکردن، خوش , نبرد، تمایل، کجی، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست ,
,
ترجمه امدن، دوست داشتن، کج کردن فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان , کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، امادهکردن، خوش , نبرد، تمایل، کجی، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست ,
به انگلیسی,
معنی fund
,
ترجمه fund
به انگلیسی,
معنی sport-utility vehicle
,
ترجمه sport-utility vehicle
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی