{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
impediment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[زبان شناسی]
مانع
۴
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
مانع
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
رادع
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سد مانع
۰
۰
[bbGeneral]
[... عمومی ...]
مانع
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مانع..
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مانع.
معنی impediment, معنی هوحثیهوثئف, معنی impediment, معنی اصطلاح impediment, معادل impediment, impediment چی میشه؟, impediment یعنی چی؟, impediment synonym, impediment definition,
معنی bereaved
,
ترجمه bereaved
به فارسی,
معنی Player
,
ترجمه Player
به فارسی,
معنی ق
,
ترجمه ق
به انگلیسی,
معنی administration
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی