{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
hydration
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آبرسانی
۲
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
آبگيرى، آبدهی، هیدراتهکردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
آبدارکردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیدراته شدن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیدراسیون
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آبپوشی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آب رسانی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیدراتاسیون
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ابگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تركيب با اب
معنی hydration, معنی اتغیقشفهخئ, معنی hydration, معنی اصطلاح hydration, معادل hydration, hydration چی میشه؟, hydration یعنی چی؟, hydration synonym, hydration definition,
معنی Client
,
ترجمه Client
به فارسی,
معنی Julia
,
ترجمه Julia
به فارسی,
معنی concupiscence temptation
,
ترجمه concupiscence temptation
به فارسی,
معنی تحلیل استنادی سندمحور
,
ترجمه تحلیل استنادی سندمحور
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی