{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
hop
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
گام
۱
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی کامپیوتر]
جهش
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
گام ،( جستن یا پریدن از)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسیریابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
با جهش حرکت کردن
۲
۲
[General]
[... عمومی ...]
لی لی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جهشش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسیر
۰
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
جست زدن
معنی hop, معنی اتخح, معنی hop, معنی اصطلاح hop, معادل hop, hop چی میشه؟, hop یعنی چی؟, hop synonym, hop definition,
معنی اعمال کردن، بکاربردن، اجرا کردن، نشان دادن
,
ترجمه اعمال کردن، بکاربردن، اجرا کردن، نشان دادن
به انگلیسی,
معنی غیر قابل خریداری، باز خرید نشدنی، از گرو در , نیامدنی، غیر قابل استخلاص، پایان ناپذیر
,
معنی pathology
,
معنی reinvigorate
,
ترجمه reinvigorate
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی