{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
holiday
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳۰
۱
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تعطیلی،تعطیل
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
تعطیلات
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
تعطیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترک در پوشش لوله
۰
۱
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
استراحتهاى دارويى
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلات، سفر
۱
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلات
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلی
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
روز بیکاری
معنی holiday, معنی اتخکهیشغ, معنی holiday, معنی اصطلاح holiday, معادل holiday, holiday چی میشه؟, holiday یعنی چی؟, holiday synonym, holiday definition,
معنی روش اف. سی. ام
,
ترجمه روش اف. سی. ام
به انگلیسی,
معنی newly unemployed
,
معنی positive relationship
,
ترجمه positive relationship
به فارسی,
معنی Lateral
,
ترجمه Lateral
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی