{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
holiday
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳۰
۱
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تعطیلی،تعطیل
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
تعطیل
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
تعطیلات
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترک در پوشش لوله
۱
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلات
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
روز بیکاری
۰
۱
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
استراحتهاى دارويى
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلات، سفر
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعطیلی
معنی holiday, معنی اتخکهیشغ, معنی holiday, معنی اصطلاح holiday, معادل holiday, holiday چی میشه؟, holiday یعنی چی؟, holiday synonym, holiday definition,
معنی Natural gas
,
ترجمه Natural gas
به فارسی,
معنی کودک کار
,
معنی flexural
,
معنی طبقه بند ماشین بردار پشتیبان
,
ترجمه طبقه بند ماشین بردار پشتیبان
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی