{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
herald
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشانه چیزی بودن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوید بخش/مژده بخش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اعلام کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیک چاپار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوید دادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هرالد
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
جارچی
معنی herald, معنی اتثقشکی, معنی herald, معنی اصطلاح herald, معادل herald, herald چی میشه؟, herald یعنی چی؟, herald synonym, herald definition,
معنی bribe taker
,
ترجمه bribe taker
به فارسی,
معنی average
,
ترجمه average
به فارسی,
معنی مراسم تدفین یا سوزاندن امادهمیکنند مرده شوی خانه، محلی که دران مرده را جهت انجام ,
,
ترجمه مراسم تدفین یا سوزاندن امادهمیکنند مرده شوی خانه، محلی که دران مرده را جهت انجام ,
به انگلیسی,
معنی hospital
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی