{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
grimalkin
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گربه ماده
معنی grimalkin, معنی لقهوشکمهئ, معنی grimalkin, معنی اصطلاح grimalkin, معادل grimalkin, grimalkin چی میشه؟, grimalkin یعنی چی؟, grimalkin synonym, grimalkin definition,
معنی Kohl
,
معنی 0
,
معنی بودن، فرمانداری کردن، معیف کردن، کنترل کردن، مقرر , حکومت کردن، حکمرانی کردن، تابع خود کردن، حاکم , داشتن
,
ترجمه بودن، فرمانداری کردن، معیف کردن، کنترل کردن، مقرر , حکومت کردن، حکمرانی کردن، تابع خود کردن، حاکم , داشتن
به انگلیسی,
معنی (enil gnidnuos) ژرفاسنج
,
ترجمه (enil gnidnuos) ژرفاسنج
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی