{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
gradient
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۸
۱
[توسط مترجم]
[فیزیک]
گرادیان
۱۷
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
گرادیان
۶
۱
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
شیب
۵
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
شیب
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شيب، شيب دار، گراديان، ضريب زاويه، زيني، شيب چندبعدي
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
افت حرارت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
شیب دار
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
ضریب زاویه یا گرادیان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
افت حرارت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سطح شیب دار
معنی gradient, معنی لقشیهثئف, معنی gradient, معنی اصطلاح gradient, معادل gradient, gradient چی میشه؟, gradient یعنی چی؟, gradient synonym, gradient definition,
معنی capsizing
,
ترجمه capsizing
به فارسی,
معنی gabble
,
ترجمه gabble
به فارسی,
معنی بازتابی انعکاسی
,
معنی تعامل و مشارکت در ساخت و ساز
,
ترجمه تعامل و مشارکت در ساخت و ساز
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی