{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
gear
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
دنده
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
چرخ دنده
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
چرخدنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هماهنگ کردن/ وفق دادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دنده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
چرخ دنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
دنده، چرخ دنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی هوافضا ]
ارابه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آماده کار شدن
معنی gear, معنی لثشق, معنی gear, معنی اصطلاح gear, معادل gear, gear چی میشه؟, gear یعنی چی؟, gear synonym, gear definition,
معنی Bountiful
,
ترجمه Bountiful
به فارسی,
معنی قصاب، (مج.) ادم خونریز، کشتن، قصابی کردن
,
ترجمه قصاب، (مج.) ادم خونریز، کشتن، قصابی کردن
به انگلیسی,
معنی کمند، طناب خفت دار، کمند انداختن
,
ترجمه کمند، طناب خفت دار، کمند انداختن
به انگلیسی,
معنی ماشه کش، ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
,
ترجمه ماشه کش، ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی