{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
furred
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خزپوش
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خزدار کردن
معنی furred, معنی بعققثی, معنی furred, معنی اصطلاح furred, معادل furred, furred چی میشه؟, furred یعنی چی؟, furred synonym, furred definition,
معنی uveal tract; لايه يووهآ، دستگاه یووهآ
,
معنی مغناطش
,
ترجمه مغناطش
به انگلیسی,
معنی مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن به اب انداختن کشتی، انداختن، پرت کردن، روانه کردن
,
ترجمه مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن به اب انداختن کشتی، انداختن، پرت کردن، روانه کردن
به انگلیسی,
معنی Nidget
,
ترجمه Nidget
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی